داستان کوتاه بیژن و مایکل!

سلام بر ملت المپیادی!

سال نو مبارک! مخصوصا سال نو المپیادی هایی مبارک که امسال سال سرنوشتشون هست!

 

در این پست می‌خوام یک داستان کوتاه معرفی کنم! راستش خودم که خیلی ازش خوشم اومد.این داستان رو یکی از دوستان (آقای نوروزی طلای دوره دهم المپیاد نجوم) معرفی کردن. با تشکر از ایشون!

نقل قول:«

داستان طنز "بیژن و مایکل"
از خانم دکتر یاسمن فرزان
یک روایت واقع‌گرایانه از زندگی خیلی از ما المپیادی‌های فعلی و افراد به اصطلاح شاخ آینده! البته داستان خیلی فراتر هست و تفاوت های نظام دانشجویی تو ایران و آمریکا رو نقد می‌کنه.
»

(داستان به صورت حرفه‌ای نوشته نشده. به ظاهرش هم زیاد اهمیت ندید!)

 

---------------------------

پ.ن:

دارم به این فکر می‌کنم که در این یکی دو سالی که از المپیاد بهره می‌بردم، وضعیتی مشابه وضعیت بیژن داشتم! چند وقتی هم هست می‌خوام کلا بیخیال المپیاد بشم. ولی ظاهرا المپیاد ولم نمی‌کنه. می‌خوام بچسبم به مهندسی! مکانیک!

/ 2 نظر / 69 بازدید
بهنام احمدنژاد

سلام عزیزم ...اخرش چسبیدی به مکانیک آقای بی گرایش!!!!این پیامو از مون عییش واست میفرستم

فاطمه

خیلی جالب و آموزنده بود ... فک کنم تو روند درس خوندنم خیلی تاثیر گذار باشه.. ممنون[لبخند]